Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /home1/mehrira1/public_html/wp-content/plugins/timetable/timetable.php on line 1361
مقابله با درد | کلینیک تخصصی مهر ایران

 مقابله با درد

 

درد تجربه ای شخصی است. ما نمی توانیم درد دیگران را درک کنیم و نیز نمی توانیم دقیقا به دیگران بیان کنیم که چقدر احساس درد می کنیم و همین درد را به صورت چنین موضوع جالبی درآورده است. اگرچه همه ی ما احساس درد می کنیم ولی هرکس  به شیوه ی خاص خود به آن واکنش نشان می دهد.

در این مقاله در مورد دو نوع درد بحث می کنیم:

۱)درد حاد و ۲)درد مزمن .

۱) درد حاد: دردی نسبتا کوتاه مدت است. وقتی سرتان به جایی می خورد و یا قسمتی از بدنتان را می برید و یا هر درد دیگری مثل اینها ؛ مطمئن هستید که این درد بالاخره رفع می شود. گرچه درد ناشی از این تجارب ممکن است شدید باشد، ولی مدت آن محدود است.

 

۲)درد مزمن: دردی است که فرد باید با آن بسازد و زندگی کند. مقابله با درد مزمن مستلزم آن است که یاد بگیرید با  وجود فشار دایمی درد، زندگی معنی دار و رضایت بخشی داشته باشید.

 

عوامل موثر بر درد

عوامل فرهنگی:

مطالعات انجام شده درباره واکنش افراد نسبت به درد در فرهنگ های مختلف حاکی از ذهنی بودن، درد است. در برخی فرهنگ ها افراد در ابراز درد خود بسیار راحت هستند و قیافه ی دردناک و آه و ناله آن ها به هنگام تجربه ی درد موجب ناراحتی شان نمی شود.

«گاهی وقت ها درد چنان آزاردهنده و شدید می شود که فقط باید داد بزنی و جیغ بکشی و آه و ناله کنی و یا به طریقی از آن رهایی یابی، این واکنش ها نوعی تسکین است و باعث می شود که حالت بهتر شود.»

در برخی فرهنگ ها افراد خویشتن دار هستند و ابراز نکردن درد در این فرهنگ ها ترغیب می شود.

«داد و فریاد نمی کنم و هیچ سر و صدایی راه نمی اندازم. این کار کمکی نخواهد کرد. درد را در خودم نگه می دارم و تحمل می کنم. گاهی وقت ها شما باید قوی و محکم باشید و مثل بچه ها رفتار نکنید.»

عوامل انگیزشی:

مطالعاتی که درباره ی انگیزه های افراد برای تحمل درد انجام شده است، ذهنی بودن درد را نشان می دهد.

در تحقیقی داوطلبان در معرض درد ناشی از فشار دستبندی که به قسمت بالای بازوی آن ها بسته شده بود، قرار گرفتند. زمانی که این داوطلبان ترغیب شدند به خاطر مذهبشان درد را تحمل کنند، بیشتر مایل به تحمل درد شدند.

وقتی افراد مجبورند دردی را تحمل کنند، هیچ تردیدی را درباره ی شکایت کردن به خود راه نمی دهند. با این حال اگر شما احساس کنید که به نحوی مختارید دردی را تحمل کنید، انگیزه ی بیشتری برای تحمل درد نشان می دهید.

 

سنجش درد

این حقیقت که تنها را سنجش درد ثبت چیزهایی است که فاراد می گویند یا مشاهده ی اعمال آنهاست، بر ذهنی بودن درد تاکید می کند. برای به دست آوردن یک سنجش استاندارد و کاملا عینی از درد هیچ ابزاری وجود ندارد.به طور معمول درد را با استفاده از یک یا چند شیوه ی زیر ارزیابی می کنند:

مقیاس های درجه بندی، رفتارهای حاکی از درد و فعالیت های روزانه

آگاهی از این روش ها به شما کمک می کند تا چگونگی تجربه ی درد را بهتر درک کنید.

 

مقیاس های درجه بندی درد:

ساده ترین روش سنجش درد این است که از افراد بخواهیم میزان درد خود را بر مبنای مقیاس صفر تا ده یا یک تا صد درجه بندی کنند. هرچه درجه بندی بالاتر باشد درد نیز بیشتر است.

یک مقیاس درجه بندی که به طور متداول استفاده می شود؛ پرسشنامه ی درد «مک گیل» است که توسط «رونالد ملزاک » تهیه شده است.

در پرسشنامه ی مک گیل افراد شدت درد خود را بر اساس دو نوع مقیاس درجه بندی

می کنند.

مقیاس اول شدت درد است، که در آن افراد میزان دردی را که در حال حاظر تجربه می کنند، بر مبنای مقیاس صفر تا پنج درجه بندی می کنند:

«صفر یعنی هیچ دردی وجود ندارد،۱:درد خفیف،۲:درد ناراحت کننده،۳:درد آشفته ساز،۴:درد وحشتناک،۵:درد کشنده و غیر قابل تحمل.»

مقیاس دوم پرسشنامه ی درد مک گیل شاخص درجه بندی درد است که سه جنبه ی درد را می سنجد:

«جنبه ی حسی، جنبه ی عاطفی و جنبه ی ارزشیابی.»

 

رفتار های حاکی از درد:

رفتار های حاکی از درد رفتارهایی هستند که بر اساس آن می فهمیم که فردی درد دارد.

حالات چهره ی افراد، حرکات بدن، آهنگ صدا، نشانه هایی هستند که ما را منوجه درد دیگران می کنند. رفتار های حاکی از درد افراد به شیوه ی نظام داراز طریق ضبط ویدئویی رفتار آنها در هنگام انجام اعمال گوناگونی از قبیل قدم زدن، برداشتن چیزی از زمین، خم شدن به پهلو، سرپا ایستادن و بالا آوردن پاها ارزیابی شد.

 

فعالیت های روزانه:

سنجش فعالیت های روزانه به خصوص در کسانی که از درد مزمنی رنج می برند که زندگی روزمره ی آنها را دچار اختلال کرده است، بسیار مهم است.

نظریه ای که در پشت سنجش فعالیت های روزانه نهفته است، آن است که اگرچه ممکن است فرد احساس درد کند، ولی به هرحال باید خود را مشغول کند و به زندگی روزمره خود ادامه بدهد. سنجش فعالیت های روزانه به این طریق است که از افراد می خواهیم کارهایی را که در طول ساعات روز انجام می دهند، در دفترچه ای یادداشت کنند. سنجش فعالیت های روزانه به ما کمک می کند تا بین زمان کار و زمان بی کاری ، تمایز قایل شویم.

 

مقابله با درد حاد

وقتی افراد از درد حادی رنج می برند، باید راه کارهایی برای حفظ خویشتن داری و بالا بردن تحمل خود تا برطرف شدن شدت درد پیدا کنند.

پژوهشگران هشت مهارت را که برای مقابله با درد مفید است، شناسایی کرده اند. این مهارت ها عبارت اند از: اتخاذ نگرش مقابله ای، استفاده از تکنیک خود آرام سازی، توجه برگردانی، استفاده از تصویر پردازی خلاق، استفاده از یخ، حرف زدن با خود در مورد درد، شوخ طبعی و داشتن انتظارات واقع بینانه.

 

اتخاذ نگرش مقابله ای:

« نگرش مقابله ای نسبت به درد داشته باشید »

تفاوت افرادی که به خوبی با درد مقابله می کنند و آن هایی که نمی توانند در چیست؟

نگرش مقابله ای با تمایل به کنترل زندگی، تقویت خود کار آمدی و اتخاذ رویکرد مسئله گشایی به هنگام مواجهه با مشکلاتی از قبیل درد مشخص می شود.

پژوهشگران، افرادی را که به خوبی درد را تحمل کنند، مقابله کننده می نامند. این افراد می توانند راههایی برای منحرف کردن توجه خود از احساسات دردناک پیدا کنند. افراد مقابله کننده در هنگام تحمل درد، این چیز هارا به خود می گویند:« این واقعا آزار دهنده است. بگذار ببینم برای تحمل این درد چه کار می توانم بکنم. آرام باش. درباره ی چیزهای خوب و لذت بخش فکر کن. به درد توجه نکن.»

کسانی که نمی توانند درد را به خوبی تحمل کنند، فاجعه ساز خوانده می شوند. این افراد نمی توانند احساسات دردناک خود را کنترل کنند، آن ها توجه خود را بر شدت درد متمرکز کرده و خود را متقاعد می کنند که نمی توانند درد را تحمل کنند و به هیچد طریقی نمی توانند میزان تحمل خود را بالا ببرند. افراد فاجعه ساز در هنگام تحمل درد، نگرش های زیر را اتخاذ می کنند:« می خواهم از دست این درد راحت شوم، نمی توانم ذهنم را از آن دور نگه دارم، ممکن است دردم شدید شود و…»

درک اینکه چرا برخی ها مقابله کننده بار می آیند ولی دیگران فاجعه ساز می شوند، آسان نیست. با این حال شناخت تفاوت بین مقابله کردن و فاجعه سازی می تواند به همه ی ما کمک کند تا سعی کنیم نگرش مقابله ای نسبت به مسئله درد داشته باشیم.

 

استفاده از تکنیک خود آرام سازی:

« از روش خود آرام سازی استفاده کنید »

اثر بخشی این روش نسبت به روش های دیگر بیشتراست و دلیل اثر بخشی روش آرام سازی در این است که یادگیری آن نسبتا آسان است و کمی بعد از به کارگیری، اثر خود را نشان می دهد. وقتی درد دارید، خیلی ساده یک نفس عمیق بکشید. البته تکنیک خود آرام سازی الزاما به از بین رفتن درد منجر نمی شود، ولی به شما کمک می کند تا بهتر و راحت تر درد را تحمل کنید.

 

توجه برگردانی:

« با استفاده از روش توجه برگردانی توجه خود را از درد منحرف کنید.»

خود آرام سازی علاوه بر آرامش بخشیدن به شما، با منحرف کردن توجه تان از درد، اضطراب، خشم یا هرچیز ناراحت کننده ی دیگر، ظرفیت مقابله ای شما را افزایش می دهد. شما می توانید با یاد گرفتن روش توجه برگردانی حتی کنترل بیشتری بر توجه خودتان داشته باشید. توجه برگردانی یعنی اینکه شما می توانید با متمرکز کردن ذهن و حواس خود بر چیزهای دیگر، توجه خود را از درد موجود دور نگه دارید. توجه برگردانی مهارتی است که نیازمند تمرین است. اول از همه نباید به احساسات دردناک توجه کنید. دوم اینکه باید توجه خود را بر چیزهای دیگری متمرکز سازید.

برخی افراد به راحتی می توانند با سرگرم ساختن خود با فرد دیگری توجه خودشان را منحرف می سازند. یک روش برای سرگرم کردن ذهن خود، دست زدن به کارهای تکراری از قبیل شمارش اعداد یا تکرار کلمات و عبارات خاص است.روش دیگر، آزاد گذاشتن ذهن برای دنبال کردن خاطرات و هر نوع تصورات خیالی است که به ذهن می آید.

 

استفاده از تصویر پردازی خلاق:

«از تصویر پردازی خلاق استفاده کنید»

وقتی شما با درد شدیدی مواجه ، بنابراین تا زمانی که ادامه دارد، شما مجبورید برای یکپارچه ساختن درد با زندگی تان راهی پیدا کنید. این راهها به شرح زیر است:

«جداسازی»:

تصور کنید جایی از بدنتان که درد دارد دیگر بخشی از بدن شما نیست و از آن جدا شده است. اگر درد در بازوی شماست، تصور کنید که بازویتان از بقیه بدن شما جدا شده است و در آسمان معلق است. وقتی شما از جداسازی استفاده می کنید، درد هنوز هم وجود دارد ولی به صورت عامل کوچکی در کل وجود شما در آمده است.

«خیال پردازی»:

شما می توانید با خیال پردازی اینکه درد شما عواقب خوبی دارد، مفهوم درد را تغییر دهید.

«تصور بی حسی»:

تصور کنید آن قسمت از بدن شما که درد دارد، به آرامی بی حس و کرخ می شود.

«تمرکز بر احساسات»:

شما نمی توانید از احساس درد بگریزید، اما می توانید بر روی آن متمرکز شده و ببینید که درد به خاطر چیست. اگر کار دندان پزشکی دارید ، تصور کنید که درد شما ناشی از کار دندان پزشک برای رفع پوسیدگی دندان تان و معالجه ی آنهاست. درد نشانه ی این است که کار به خوبی انجام شده است.

 

استفاده از یخ:

« از یخ استفاده کنید»

یک روش مفید برای کاستن از شدت درد، استفاده از یخ است. مزیت استفاده از یخ این است که بدون اثرات جانبی آسیب زننده ی داروها به تسکین درد کمک می کند.

 

حرف زدن با خود در هنگام درد:

« هنگام درد با خودتان به شیوه ی مثبت حرف بزنید»

حرف زدن با خود به هنگام درد می تواند یک توجه برگردان مفید باشد به طوری که احساس خود کار آمدی شما را تقویت کرده و به شما کمک می کند تا از تمام امکانات خود برای کنار آمدن با درد استفاده کنید.

 

شوخ طبعی:

« شوخ طبعی خود را حفظ کنید»

خنده به دو طریق به افزایش تحمل درد کمک می کند. اول اینکه خنده یک توجه برگردان خوبی است. دوم اینکه خنده شما را در یک وضعیت ذهنی مثبت قرار می دهد در نتیجه شدت درد کم می شود.

 

داشتن انتظارات واقع بینانه:

« انتظارات واقع بینانه ای داشته باشید»

درد علامت این است که بدن شما درست کار می کند و هشداری است به شما که جایی از بدنتان آسیب دیده است. واقعیت این است که مهرت های مقابله ای به طور سحر آمیز درد را از بین نمی برند. بلکه به شما کمک می کنند تا به طور موثرتر و با موفقیت درد را تحمل کنید. آن ها موجب می شوند تا درد شما را کمتر ناراحت کند.

 

درد مزمن

« تجربه ی درد مزمن»

افرادی که از درد مزمن رنج می برند باید این واقعیت را بپذیرند که باد با دردشان زندگی کنند و افسردگی و غمگینی را از خود دور کنند.

 

پذیرفتن درد مزمن:

«درد مزمن را به عنوان یک واقعیت بپذیرید.»

یکی از مشکل ترین چالش هایی که افراد دچار درد مزمن با آن مواجه میشوند، پذیرفتن این واقعیت است که آن ها باید بیاموزند علی رغم داشتن درد یک زندگی فعال و رضایت بخشی داشته باشند.

مقابله با افسردگی و خشم:

«با احساس افسردگی و خشم خود مقابله کنید»

داشتن درد مزمن دلیل خوبی برای احساس افسردگی است. درد مزمن به طور اجتناب ناپذیری موجب می شود تا فرد از فعالیت هایی که برایش رضایت بخش و معنی دار است، دست بردارد.

سازگاری در روابط بین فردی:

« روابط بین فردی خود را تنظیم کنید»

برخی از کسانی که از درد مزمن رنج می برند، دوست دارند قوی باشند و به همین دلیل از دیگران کمک و همدلی درخواست نمی کنند. این افراد با نگه داشتن درد و رنج در خودشان از درخواست کمک اجتناب می کنند. در نتیجه ی این نوع واکنش ها، آن ها احساس انزوا و درک نشدن می کنند. در مقابل سایر افرادی که از درد مزمن رنج می برند، نقش یک بیمار را به خود می گیرند. آن ها همدلی و توجه دیگران را دریافت می کنند اما با این خطر مواجه اند که احساس درماندگی کنند و باری بر دوش دیگران باشند. افرادی که دچار درد مزمن هستند باید یاد بگیرند که به دیگران بگویند آگرچه به توجه و محبت نیاز دارند، با این حال حاظرند از تمام توانایی های خود برای جلوگیری از به هم خوردن روابطشان استفاده کنند.

 

نتیجه گیری کلی درباره ی مقابله با درد :

هدف از یادگیری و به کار بستن مهارت های مقابله ای موثر، بالا بردن احساس کفایت و خود کار آمدی شماست. کسانی که تز درد مزمن رنج می برند، زمان می توانند از راهبردهای مقابله ای فعال استفاده کنند که به توانایی های خود برای انجام دادن آن ها اطمینان داشته باشند.